اگر از اهل بهشت و شفاعت بودم ...

متن مرتبط با «این مردم نازنین» در سایت اگر از اهل بهشت و شفاعت بودم ... نوشته شده است

این فاصله انگار نه انگار زیاد است

  • نیلوبلاگ

    - راستی مشهدم٬ به یادت! +چه خوب٬ هر سال میرین؟ -هر وقت قسمت باشه٬ هر وقت کارمون داشته باشن٬ هر وقت کارشون داشته باشیم٬ هر وقت دلمون تنگ بشه٬ میایم! +قشنگه ... پ.ن: گاهی فکر کنیم به این که خدای من و شما٬ امام رضای من و شما٬ دین من و شما٬ در واقع دین و خدا و امام رضا(ع) همهی مردم دنیاست. خدای گنهکاران٬ امام رضای کلیمیان و دین مسیحیان ... فکرش رو بکنید! آدم دلش میخواد محبتش رو بین همهی عالم تقسیم کنه وقتی به این باور میرسه که همه از یک ریشهایم٬ همه یه خدا داریم٬ همه قرار هست زیر سایهی یه علم زندگ...

    ادامه مطلب
  • این مردم نازنین

  • نیلوبلاگ

    آفتاب هنوز جاگیر آسمون نشده بود که خودم رو رسوندم به کنار دریا. حس و حال عجیبی بود، تا چشم کار میکرد هیچ کس جز خودم کنار دریا نبود. غرق فکر شده بودم و داشتم خودم رو میکاویدم با رفت و برگشت امواج. کم کم یه آقایی همراه من شد و شروع کرد توی ساحل قدم زدن. سنش زیاد بود و یه سوییشرت آبی گره زده بود به گردنش. من هر چند قدم میایستادم یا مینشستم تا به چیزی که میخوام عمیق فکر کنم و اون تو این فاصله چند بار ساحل رو رفت و برگشت. یکبار دیدم کسی صدام میکنه و وقتی رد صدا رو دنبال کردم همون آقای سوییشرت آبی بود...

    ادامه مطلب